♥عاشقانه ترین ها...♥

به خلوت یک نفره ام خوش آمدی , این جا مدت هاست که یک بعلاوه یک میشود یک

وقتی ازعشقت جدا میشی!!!!

اولش داغی....

میگی بیخیال باووو دنیارو عشق است

ی چند ساعت که میگذره.....

هی تند تندگوشیتو چک میکنی..

عصبی میشی!!!!!!!!!

میری اسایی که داده بود رو همه رو میخونی

میری توگالری عکساشو نیگاه میکنی.

یدفعه گوشیتو میذاری کناروخیره میشی به روبه روت.

فکر میکنی..........

ب همه چی........

الان کجاست؟؟؟؟

چی کار میکنه؟؟؟؟

با کیه؟؟؟؟؟

اونم دلش برات تنگ شده؟؟؟؟

اونم داره کم کم،کم میاره؟؟؟

چی شد اون دوست دارم های عاشقانه؟؟؟

اون عشقم گفتنا...اون قول و قرارا؟؟؟

حالا میری تو خاطراب دنبال نشونی بگردی ک ببینی واقعا عاشقت بوده؟؟؟یا نه...........

وارد خاطرات ک میشی دیگه کنترل اشکات دست خودت نیست.

این کارا میشه کار همیشه ات.....

دیگه شبا به هم شب بخیر نمیگین....

دیگه صبح ها به عشقش از خواب بیدار نمیشی..

دیگه امیدی به هیچ چیزی نداری....

دیگه.....عاااااااشق....نمیشی!!!!!!

و"تو"از همین الان یه مرده متحرک محسوب میشی!!!!!!

8e31e9fbe222fd2ae69522b5b165bdfa-425.jpg

اولش خوب بود دوسم داشت ، عاشـــــــقم بود، اگه قهر

میکردم میــــــــــــمرد

قرار بود مال هم شیــــــــــــم

تا.....

تا زمانی که تو پیدات شد

هــــــــــــــــــــــــه دوست اجتماعی

کم کم ازم دورش کردی

دیگه حواسش بهــــــــــــم نبود

یه روز گفتم میــــــــــــرم

گفت کجا گفتم از پیش تو

هیچ نگفت

فهمیدم نباید بمونم رفتم

گذشــــــــــــــــــــــــت

یه روز با دوست اجــــــــــــتماعیش یعنی تو دیدمش

نه سوختم نه باختم

تو آشغالــــــــــــــــــــــــی رو داری میخوری که من

تف کــــــــــــــــــــــــردم

اما بدون اون که "نــــــــــــفســــــــــــش " رو ول

کرد روزی نفس مصــــــــــــنوعیشم ول میکنه

دلت رو صابون نزن ......... آهای لـعـنـتـــــے.......

تَــــنَـــــت ﮐــــــﻪ ﺑــــــــﻮے ﺩﯾﮕـــــــﺮے ﺑِﮕﯿـــــــــﺮَﺩ. . .

ﺗـــــﺎ ﺁﺧَـــــــﺮ ﻋُﻤـــــــــﺮ ﺑَــــــﺮ ﻣَــــــــﻦ. . . ﺣَـــــــــﺮﺍمے.....

|چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393| 18:46|Dokhi bala|

همه جواب بدن

|شنبه یکم شهریور 1393| 23:52|Dokhi bala|

میگم مهم نیست

اما وقتی اسمشو میشنوم داغ دلم تازه میشه

میگم مهم نیست

اما وقتی بهش فکر میکنم اشک توچشام جمع میشه

میگم مهم نیست

اما در تنهایی همش باهاش حرف میزنم

میگم مهم نیست

اما بعضی وقتا دستم میره به شمارش زنگ بزنم نزنم بزنم

میگم مهم نیست

اما دلم واسه صداشو خنده هاش لک زده

میگم مهم نیست

اما شبا تاصبح خوابم نمیبره باخودم میگم یعنی داره چیکار میکنه

میگم مهم نیست

اما میدونم چقد مهمه میدونم چقد دوسش دارم

میگم مهم نیست

میگی بگو مهمه، ولی نیست

اره مهمی ،ولی نیستی.....

454242452.jpg

روزگاری خواهد رسید ....

 

 

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ،


به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی


دلت هوایم را خواهد کرد


به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را


به یاد خواهی آورد خنده هایم را


به یاد خواهی آورد اشک هایم را


به یاد خواهی آورد حرف هایم را


مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی:

 

 دلتنگت شده ام...

|جمعه بیستم تیر 1393| 20:9|Dokhi bala|

بازتنهام،یه دفتربایه قلم جلوم،هی اهنگ عوض میکنم،

اهنگاهم مثل روزام تکراری شدن واسم.

قلم به دست،خیره به دفتر،دارم فکرمیکنم چی بنویسم،ازچی؟ازکی؟

ازکدوم حرف دلم شروع کنم...

هی مینویسم وپاک میکنم،ننویسم بهتره چون اگه هم بنویسم فقط میخونن

ومیگن قشنگ بود ولی کسی نمیگه ایادرداین چیه....

ولی خوبیش به اینه که خالی میشم....

 jk;pjlkjhlhkl.jpg

تنهایی هم تلخه وهم شیرین!

تلخ چون وقتی تنهامیشی کسی پیشت

نیست تاباهات صحبت کنه،تابتونی دردودلتوبهش

بگی،تابغضتوبشکونی،

تنهایی تلخه چون تواین دنیااحساس بدی داری...!

خیلی بده هیچکس

حواسش به تونباشه حتی اگه یدوست

مورداعتمادهم داشته باشی

خیلی خوبه،چون میتونی تموم رازهای دلتو

بهش بگی وپیشش گریه

کنی،دوست بایدهمجنس خودت باشه تابتونه تورودرک

کنه،حرفاتوبفهمه.

تنهایی شیرینه چون دیگه نمیذاری کسی واردزندگیت بشه،

دیگهنمیذاری باهات بازی بشه وقلب ودلتوبشکونه،

تنهایی شیرینه چون

میدونی فقط خداروداری ومیدونی

بااینکه تنهایی ولی بازم خداروداری.

من دیگه تنهاییموباهیچ چیزدیگه عوض نمیکنم.

تنهایی بهترازاینه که باادمایی دوس شی که

بعدازتموم شدن دوستیباابروت بازی کنن.

من عاشق تنهاییم.

دیگه تااخرعمرم نمیذارم کسی واردزندگیم بشه.

|دوشنبه نهم تیر 1393| 21:59|Dokhi bala|

 امروز روز من است

 و من تمام دلتنگیهایم را

به جای تو در آغ وش می کشم

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره

چه زیباست رسیدن دوباره

 

به روز زیبای آغاز نفس كشیدن

و چه اندازه عجیب است

 

روز ابتدای بودن

وچه اندازه شیرین است امروز

 

روز میلاد من

روز من

 

روزی كه آمدم


برچسب‌ها: تولد, تولدم مبارک
|پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393| 1:27|Dokhi bala|

غــــــــــــــــــــــصه مراکــــــــــــــــــــــــــــشت...!!!
 
 
وقتی دیــــــــــــــــــــــدم ،
 
 
دست به سینه ایستاده ای !!!
 
 
من تمام راه را برای آغـــــــــــــــــوشت دویــــــــــــده بودم ... !
Naghmehsara04
|دوشنبه نوزدهم خرداد 1393| 3:55|hamed|

گاهی دلم می خواهد وقتی بغض میکنم!

از آسمان به زمین بیایی....

اشک هایم را پاک کنی ...

دستم را بگیری و بگویی:..

اینجا آدما اذیتت می کنن؟!

بیا بریــــــــــــــــم...!

|یکشنبه هجدهم خرداد 1393| 2:30|hamed|

سلام دوستان گلم.

امروز یک سوال شاعرانه از همه شما می پرسم:

یک دیوار سفید بزرگ....

یک قلم مو

و دست تو برای نوشتن تنها سه کلمه بروی دیوار؟

چه می نویسی؟

هرچه دل تنگتان می خواهد بگویید...

در روزهای آینده یک آمار( صادقانه!) از پاسخهای شما در وب لاگ قرار می دهم...

|یکشنبه هجدهم خرداد 1393| 2:15|hamed|

 

درد می کشم ، درد !

 هم تلخ است هم ارزان

هم گیراییش بالاست !

 هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد

ناباب نبود ،

اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که

ماندنی نیست ، همین . . .

 

|پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393| 4:20|hamed|




گذاشتــم به دارم بکشنــد!

بــی گنــاه بـــودم اما….

حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم…!

|پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393| 4:18|hamed|

smsiha.net ghame eshgh جملات احساسی و عاشقانه مرداد 91

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق

عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست

چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!

که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی

و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی

و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری...

|شنبه سوم خرداد 1393| 4:25|hamed|

شکسته ام میفهمی ؟؟؟

 به انتهای بودنم رسیده ام . . .

 اما اشک نمیریزم . . .

 پنهان شدم پشت لبخندی . . .

 که خیلی درد میکند . . .

درد دارد امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی . . .

 با کسی که تا دیروز . . .

 تمام حرف هایت را فقط به او میگفتی . . .


برچسب‌ها: شکستن, جدایی, تنهایی, عاشقانه, عاشقانه ها
|پنجشنبه یکم خرداد 1393| 16:43|Dokhi bala|

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ استکه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم برای کسی تنگ است که نیز نمی دانم او کیست

دلم برای کسی تنگ است که نیز می دانم روزی می اید

|پنجشنبه یکم خرداد 1393| 1:37|hamed|

 

 

باز هم ترانه های ناتمام

 سر گردان میان هوای پر باد و باران دلم

 چه می کند این پاییز با دلم!

 عجب حال و هوای عاشقانه ایست

 این روزهای خنک پاییزی

 نسیمی که زیر پوست صبح من می رقصد

 هر چند صبح تنهایی ست

 و آفتاب کوچک ظهرهایش

 با تمام نبودنت

 دلتنگی غروب غمناکش

 و سکوت دلگیر شب هایی که:

 جای خالی تو را در آغوش جستجو میکند

 و این پاییز چه می کند با دل من!

 یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد

 و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم

 من به پاییز بودن تمام سال عادت کرده ام!

 اما به ندیدن تو...

|پنجشنبه یکم خرداد 1393| 1:28|hamed|

چــِــقــَـدر بـــــآیــَـد بــُــگـــَـذَرَد ؟؟؟

تـــــآ مــَـنــــ

دَر مـــُـــرورِ خــــآطــِــرآتــَـــمـــ

وَقـــــتــیـــــ اَز کــِــنــارِ تــُــو رَد مــــیـــ شـــَــوَمــــ .

تــَــنــَـمــــ نــَـــلــَـــرزَد …

بــــُـــغـــضــَــمــــ نــَــگـــــیــرَد …

|چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393| 5:8|hamed|

می گویند: شاد بنویس…!!  

نوشته هایت درد دارند…!! 

 و من یاد مردی می افتم که با گیتارش…!!   

گوشه ی خیابان شاد میزد…!!  

 اما با چشمهای خیس…!

|شنبه بیست و سوم فروردین 1393| 20:44|Dokhi bala|

|جمعه یکم فروردین 1393| 17:38|Dokhi bala|

 یا مقلب،قلب من در دست توست

               یا محول،حال من سرمست توست                          

        کن تو تدبیری که در لیل و نهار     

                     حال قلب من شود همچو بهار...  

|چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392| 14:15|Dokhi bala|

من چیز زیادی از دست ندادم بارفتنش



کمی دلم شکست شب ها گریه کردم



یادگاریش سر درد هرشبم شد



کمی از ارام زندگی کردن فاصله گرفتم



من چیز زیادی از دست ندادم بارفتنش



چیز زیادی نشده باور کن اما…



او بیشتر از من باخت



او عاشق ترین قلب دنیارا باخت

|دوشنبه نوزدهم اسفند 1392| 11:7|Dokhi bala|

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ …


ﻓﻘﻂ … ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ


 ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ :


ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ


 ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ . . .

خنده ام میگیرد


وقتی پس از مدت ها بی خبری


بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری


میگویی : دلم برایت تنگ است


یا مرا به بازی گرفته ای


یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی


دلتنگی ارزانی خودت . . .


|دوشنبه پنجم اسفند 1392| 18:40|Dokhi bala|

گراهام بل ِ لعنتی عزیز



تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به


 اختراع نداشت !!!


حوصله ات سر رفته بود ...


" چسب ِ قلب " اختراع می کردی ؛


می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ


 صاحب مرده مان


و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که ...


اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم !!


ساده بگویم گراهام بل عزیز !


حال ِ این روزهای مرا ، تو هم مقصری


تو را نمی بخشم !!


که وقت بودن ، نبودی !

وقت دیدن ، ندیدی!

وقت عاشقی ، منطقی بودی !

وقت گریه ....!


تو را هرگز نمی بخشم

که هرگز با من نبودی و به سادگی ،

همه ام با تو !!!

|شنبه سوم اسفند 1392| 18:32|Dokhi bala|

به تو نرسیدم...


اما خیـــــــــلی چیزا را یاد گرفتم...


یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم.


یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم را نداره.


یاد گرفتم توی زندگی برای اینکه بفهمم چقـــــــدر دوستم داره...


هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.


یاد گرفتم گریه هیچ کس را باور نکنم.


یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.


یاد گرفتم دم ار عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم


می خواهم همین جا


                     دلمو بشکونم... خوردش کنم...


                                                   تا دیگر عاشق نشه


تا دیگه کســـــــی را دوست نداشته باشه

|جمعه دوم اسفند 1392| 9:31|Dokhi bala|

موضوع انشاء:خوشبختی

به نام خدا

خوشبختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد...

پایان

|دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392| 17:22|Dokhi bala|

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی


اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک


پیدا کــــــــردن شریک وهمدمی که بهت بگه دوسـت دارم سخت نیست…


پیدا کــــــــردن کسی که واقعا بهت ثابت کنه دوست داره سختــه…!!



برچسب‌ها: ولنتاین
|پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392| 13:40|Dokhi bala|

به خودم می گویم...:

زانوی غم بغل گرفته ای که چه...؟؟

بلند شو...!

بایست روبه روی آینه...و تکرار کن:

دوستم ندارد؟خوب نداشته باشد!

دلتنگی هایم را نمی فهمد؟خوب نفهمد!

بغض هایم را شانه نیست؟خودم که هستم!

پس با این حال بگذار نباشد!

او که مرحم هیچ درد تو نیست...!

بگذار نباشد!

به درک!

به جهنم!

لیاقت نداشت!


برچسب‌ها: لیاقت, دلتنگی
|شنبه نوزدهم بهمن 1392| 15:41|Dokhi bala|

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …

از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!

وقتی کســی جایت آمد …

دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند …

میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه …

فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !

و این است بازی باهــم بودن … !


برچسب‌ها: بازیه با هم بودن, تنهایی
|شنبه نوزدهم بهمن 1392| 12:57|Dokhi bala|

کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز


کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده


کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته


کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت


گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده


 کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام 


کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام


 و چقدر به حضور سبزت محتاجم 


و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم


تو هم به من فکر می کنی؟


برچسب‌ها: کاش, عاشقانه, عاشقانه ها, عاشقانه ترین ها, دلتنگی
|جمعه هجدهم بهمن 1392| 14:12|Dokhi bala|

مچاله کن,بشکن,بند بزن,خط بزن...

خلاصه راحت باش

ارث پدرت که نیست

دل من است!!!

ax-asheghane-tanhaie-25.jpg (600×600)

هی غریبه

قیافت خیلی آشناست

من و تو قبلا همدیگرو جایی ندیدیم؟

آهان یادم اومد

یه روزایی یه خاطره هایی با هم داشتیم

یادمه اون موقع دم از عشق می زدی

ههه,اینقد مات نگام نکن

عشقت حسودیش میشه

راستی قبل رفتنت:دیگه هیچ حسی بهت ندارم

دیگه وقتی دیدمت دلم نلرزید

خواستم بدونی

|چهارشنبه نهم بهمن 1392| 16:59|Dokhi bala|

p6v47jxus2h2hhv894x7.jpg (470×313)

امروز دیدمت خسته بودی

اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی

دوستم نداری می دونم

حتما به دیگری دل بسته بودی!

|چهارشنبه نهم بهمن 1392| 16:13|Dokhi bala|

بعد از مرگم

مرا در قبرستان سگ ها خاک کنید

تا دمی در کنار با وفایان باشم

ای کاش یاد میگرفتم

اگر در رابطه ای حرمتم زیر سوال رفت

برای همیشه با ان رابطه خداحافظی کنم

و به طور احمقانه منتظر معجزه نباشم

46160331574573049800.jpg

|جمعه بیست و هفتم دی 1392| 15:45|Dokhi bala|

MisS-A