♥عاشقانه ترین ها...♥
به خلوت یک نفره ام خوش آمدی , این جا مدت هاست که یک بعلاوه یک میشود یک
چتر برای چه؟ __________خیــــــــــــــــــال که خیس نمی شود ___________ وقتی رفت من بهش گفتم:مگه من زندگیت نیستم؟ گفت:آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره... امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد راه آسمان باز است پر بکش او همیشه آغوشش باز است نگفته تو را می خواند اگر هیچ کس نیست خدا که هست من زخم های بینظیری بر تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی عمیق ترینشان عزیز ترینشان بعد از تو آدم ها ...تنها خراشی بودند بر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسید عشق من... خنجرت کولاک کرد همه ی خودم را مال تو کرده ام چقدر دنیای تو بزرگ است هنوز از تنهایی سخت می گویی چقدر کم هستم اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی دلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منو با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت داشتن تو کوتاه بود .. اما همونم کم نبود حقیقتو میدونی و ازم دفاع نمیکنی مردم تو رو از چشم من امشب تماشا میکنن کاش اتفاقی رد بشی از کوچههای دلخوری هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم تا حالا شده عاشق کسی باشی ولی مجبور باشی تظاهر کنی که ازش بدت میاد؟؟؟ تا حالا شده بین دو راهی شک و تردید گیر کنی؟؟ تا حالا شده تنهایی اینقدر بهت نزدیک باشه که ریشتو قطع کنه اونوقت بی اختیار جلوی مردم بزنی زیر گریه؟؟ تا حالا شده محو صورتش بشی و ب گذشته های تاریک و آینده های روشن فکر کنی؟ که حتی یه دوست نداشته باشی که راحت حرفتو بهش بگی بگی من دردم اینه به دادم برس ... تا حالا شده بشینی ب این فکر کنی که الان داره چیکار میکنه؟ ی بار یادت میافته ؟؟؟ با کیه؟؟؟ اصلا کسی رو داره؟؟؟ نداره؟؟؟ از عشق بویی برده یا نه؟؟؟ تا حالا شده از خدا بخوای عشقشو از دلت بندازه بیرون چون...میدونی هیچ وقت بهش نمیرسی؟؟؟ که همش خیال واهیه و تو باید تن ب این تقدیر شوم بدی؟؟؟؟ تا حالا شده به خودت الکی امید بدی؟؟؟ بگی شاید یه روزی عاشقم شد؟؟؟ شاید .... شاید ... شاید ... کاش یه روزی بیاد همه ی این شاید ها تبدیل به باید بشه؟؟؟؟ هه...بازم دارم به خودم امید میدم... داد میزنم .... آهای زلیخا ... چیکار کردی که خدا پا در میونی کرد؟؟؟؟ پا در میونیشو میخوام ...... اگه نشد بیاد منو با خودش ببره .... اون بالا ها..... آروم تو بغلش بخوابم.... که نه کسی گفت چرا؟؟؟؟؟؟ و نه کسی فهمید چرا؟؟؟؟؟؟ سکوت کوچه های تار دلم گریه میخواهد تمام بندبند استخانم گریه میخواهد ببار ابر باران زا میان شعر های من که بغض آشنای آسمانم گریه میخواهد چه کنم؟؟؟؟ لحظات هم بهانه ات را میگیرند .... رفتی و رد پایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است ...
برچسبها: کنار تو, عاشقانه

برچسبها: زندگیم, عاشقانه, عاشقانه ترین ها

برچسبها: آغوش گرم

برچسبها: دلتنگی, عاشقانه


حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی
هنوز همه حال تو رو از من فقط میپرسنو
اصلاً نمیخوام بشنوم که اشتبا گرفتمت
گذشته بودم از همه .. هیچ کس به غیر تو نبود
کنار تو میمیرم و تو اعتنا نمیکنی
فردا غریبهها منو پیش تو پیدا میکنن
به روم نیارم که چقدر میخوام که از پیشم نری
حتی واسهی رفتنت پیش همه محکوم شدم
.jpg)



| Design: ♀ali-hadis♂ |








![[عکس: Aks-Matn-Ashegahne-TakPayamak-12.jpg]](http://www.takpayamak.com/wp-content/uploads/2013/09/Aks-Matn-Ashegahne-TakPayamak-12.jpg)






